روز ستمدیده بر ستمکار سخت‏تر است ، از روز ستمکار بر ستم کشیده . [نهج البلاغه]
امروز: پنجشنبه 3 مرداد 1387

سلام:


زمانی که این عکس مرحوم دکتر محمود حسابی را دیدم که که در لحظات آخر عمرش در بیمارستان باز هم به مطالعه عشق می ورزد ، به یاد درسی در کتاب فارسی چهارم ابتدایی گذشته افتادم که نشان می داد ابوریحان بیرونی دربستر مرگ هنگامی که یکی از بستگانش به عیادتش آمده بود سوالی را مطرح نمود و آن شخص در اعتراض گفت حالا چه وقت سوال و دانستن است؟ و ابوریحان فرمود بدانم و بمیرم بهتر از اینست که ندانسته بمیرم.


     با کمال تاسف ما بهترین لحظات عمرمان را گاهی بیهوده تلف می کنیم ولی حاضر نیستیم زمانی اندک به مطالعه بپردازیم.آیا ما نباید از این بزرگان اندکی سرمشق بگیریم؟ مطمئنا زمان برای هیچ کس توقف نمی کند .پس تا دیر نشده بیاییم با کتاب اشتی کنیم.



                            


معلمی که قصد دارد یاد دهی ، یادگیری در زمینه ی خلاقیت را در کلاس خود افزایش دهد و در فرایند رشد خلاقیت نقش تسهیل کننده و تسریع کننده را داشته باشد باید اصولی را رعایت کند که بطور خلاصه چند نمونه از این اصول در این قسمت آورده شده است .


1ـ دانش آموزان را به مطالعه و کسب اطلاعات در تمام زمینه ها تشویق کنید .


2ـ با استفاده از روشهای پرورش خلاقیت ( بارش مغزی و حل مساله ، پروژه و ... ) پرسش و پاسخ از ذهن آنها سوالاتی را ایجاد و به پرسیدن سوالاتشان ترغیب کنید آنها را با مسائل حل نشده روبه رو کنید .


3ـ تا حد امکان به آنها امنیت و آزادی عمل بدهید و به آنها اجازه دهید تا مسائل و نظرات و ایده های خود را اعلام کنند و سپس این مسائل را نقد و بررسی کرده و مورد آزمایش قرار دهند .


4ـ در مورد ماهیت خلاقیت و مفاهیم آن به دانش آموزان اطلاعات لازم را بدهید .


5ـ خودتان به فعالیتهای خلاقانه علاقه نشان دهید و در انجام تمرینات خلاقیت مشارکت کنید .


6ـ تفاوت های فردی را در نظر داشته باشید و دانش آموزان را به تناسب رفتارها فعالیتها و دستاوردهای خلاق مورد تشویق قرار دهید .


7ـ به دانش آموزان بیاموزید که ایده ها و افکار خود را یادداشت کنند (همیشه یک دفتر یادداشت همراه داشته باشند ) .


8ـ برای تخیلات و افکار نو آنها ارزش و احترام قائل باشید .


9ـ فضایی برای طنز و شوخ طبعی در کلاس به وجود آورید .


10ـ از وسایل و روشهای دیداری و شنیداری در کلاس بیشتر استفاده کنید .


11ـ به دانش آموزان بیاموزید که افکار و رفتارهای خود را بیش از حد مورد قضاوت و ارزیابی قرار ندهند .


12ـ آنها را عادت دهید که برای حل مسائل راههای متعددی را جستجو کنند .


13ـ اهمیت خلاقیت و آثار و نتایج آن را برای آنها تبیین نمایید .


14ـ آنها را با زندگی نامه افراد خلاق آشنا کنید .


15ـ تغییراتی در محیط کلاس ایجاد کنید ( تغییر دکور کلاس ، تشکیل کلاس در فضای بار – پارک رود نمازخانه مدرسه و... )


16ـ از روشهای تدریسی استفاده کنید که شاگردان فعالیت بیشتری داشته باشند و به آنها پروژه های گروهی بدهید .


برنامه ریزی برای استفاده از تمرینات پرورش خلاقیت


استفاده از روشهای پرورش خلاقیت در کلاس درسی  بستگی به زمان و امکانات معلم و مدرسه دارد و هر معلمی با توجه به برنامه درسی خود و شرایط و امکاناتی که در اختیار دارد می تواند روشهای مختلفی را برای پرورش خلاقیت مورد استفاده قرار دهد نظیر تشکیل کلاسهای ویژه ی خلاقیت که در آن ساعاتی بطور منظم برای این منظور پیش بینی می گردد  که البته با توجه به برنامه ی درسی مدارس خصوصأ مقطع ابتدایی متاسفانه چنین ساعاتی پیش بینی نشده است .


ویا اختصاص بخشی از زمان کلاس برای انجام تمرینات که برای این منظور لازم است برخی از کلاسها کمی زودتر از ساعت مقرر به اتمام برسد و زمان باقیمانده صرف تمرینات خلاقیت گردد.


 


در کتابهای بخوانیم و بنویسیم مقطع ابتدایی تمریناتی نظیر داستان پردازی ، تصویر سازی ، کلمه سازی و هنر و ... وجود دارند که به خودی خود قابلیت پرورش خلاقیت را عهده دار هستند .


اما معلمین می توانند به صورتهای مختلف تمرینات خلاقیت را با محتوای دروس ترکیب کنند و میان آنها ارتباط  لازم را ایجاد نمایند که البته این نوع برنامه ریزی بستگی زیادی به ذوق و علاقه و توانایی برنامه ریزی و آشنایی با روشهای پرورش خلاقیت دارد .


و آخرین راه حل برای پرورش خلاقیت انجام تمرینات در منزل است که آموزگار دانش آموزان را با اهداف تمرینات و دستور العمل اجرایی آنها آشنا می کند و از آن ها می خواهد که تمرینات را در منزل انجام دهند .


 نوشته شده توسط احمد اکرمی در چهارشنبه 1/12/1386 و ساعت 9:57 صبح | نظرات دیگران()

 اگه گفتید اینا چند نفرند؟ کمی صبر کنید !


 


chandnafar.gif


--------------------------------------------------------------------------------------


نظر شما چیه .آیا مساحت هر دو شکل با هم فرق می کنه؟




 نوشته شده توسط احمد اکرمی در چهارشنبه 1/12/1386 و ساعت 9:55 صبح | نظرات دیگران()

                               


1- مدیر مدرسه خوب دارای  برنامه آموزشی و تقو یم اجرایی سالانه  فعالیت ها و ...می باشد .


2-  عوامل آموزشی مدرسه خوب با دانش آموزان دوست و رفیق هستنــــد به نحوی که دانــش آمـــوز زیبا ترین احسا س  را دراین محیط دارد.


3- دانش آموزا ن در کارهای گروهی و فعا لیتهای آموزشی ـ تربیتی مثل شورای دانش آموزی ،اقامه نماز، انجمن علمی  و ...  باعلاقه شرکت دارند.


4- معلمین و همه افرادی که با دانش آموز سر و کار دارند از سواد کافی برخوردارند و با مسایل تعلیم و تربیت و روانشناسی آشنایی دارند.


5- کارهای مدرسه خوب تقسیم شده و هریک از افراد نسبت به نقشی که در آن دارند هم توانایی لازم و هم آشنایی کامل دارند .


6- مدیر و دبیرا ن مدرسه خوب با فرایند یاد دهی - یادگیری و روانشناسی تربیتی آشنایی دارند .


7- دانش آموزان در امور مختلف مشارکت دارند و نسبت به آنچه که در آموزشگاه می گذرد احساس مسئولیت می نما یند.


8-  تعا مل مناسبی بین عو امل آموزشگاه و دانش آموز ان و اولیا ء برقرار است .


9-  شورای دبیرا ن فعال بوده و در این شورا  مسائل گذشته و روز و برنامه های آینده به بحث و بررسی گذاشته می شو د .


10-  مدرسه خوب با اداره آموزش و پرورش و سایر سازمانها ارتباط موثر و مطلوبی دارد .


11- در مدرسه خوب فعالیت ها و اقدامات هدفمند است و درتما م فعالیت ها نظم و انضبا ط حا کم است .


12- نظام  مشاوره ای  مدرسه  خوب ، کارا و اثربخش است .


13 - مدرسه خوب دانش آموز را با مهارتهای زندگی  آشنا کرده به نحوی که پس از اتمام هر دوره  تحصیلی به راحتی می تواند وارد جامعه شود .


14 - در مدرسه خوب ، میراث فرهنگی ، وطن دوستی ، احترام به نیاکان و تاریخ و پرچم و ...  گرامی  داشته می شو د .


15- مجموعه امورمدرسه خوب با سازماندهی مناسب مدیر هماهنگ است .


                                                   روی تصویر کلیک کنید


                            


 


             


 نوشته شده توسط احمد اکرمی در شنبه 10/6/1386 و ساعت 12:0 صبح | نظرات دیگران()
   متواضع و فروتن باشد و از کبر و عجب پرهیز نماید و از انجام اموری که در عهده و توانایی او نیست خودداری کند . واز فراگرفتن      چیزی که نمیداند استنکاف ننما ید و تصنٌع و صحنه سازی نسبت به چیزی که  میداند بکار نبرد .

§   روش او در تربیت، عمل به علم باشد! یعنی به چیزی که د یگران را به آن امر می کند عامل باشد و همه حالات و  سکنا   ت او حاکی از کمال و وقار باشد .


§   برای پیشگیری از سوء رفتار شاگردان و جلوگیری از ارتکاب خلاف آنان با اشاره و کنایه عمل نماید و در صورت لزوم ، آشکارگو یی     و تصریح او برای شاگردان همراه با لطف و محبت و صبر و مودٌت باشد و شاگردان را جهت تخلف و سوء رفتار سرزنش و تو بیخ        ننماید زیرا آشکار گو یی و بیان صریح هیبت و ابهت مربیان را از هم می گسلد و موجب جرأت و جسارت شاگردان در انجام عمل      سوء اخلاقی می گردد .


§   در جهت تقویت اعتماد به نفس دانش آموزان کوشا باشد زیرا اگردانش آموز دچار عدم اعتماد به نفس گردد دائماً خود را از امور       محوله ناتوان می یابد و این خطری است که اگر پیشگیری نشود دانش آموز دچار مشکلات رفتاری می گردد .


§   جهت پیشبرد اهداف تربیتی و آموزشی در محیط های آموزشی از محرک هایی چون تحسین ، تقدیر ، تشویق و تحریض ،            ترغیب ، پاداش و نظایر آنها استفاده نماید


§   خوبی ها را افشا کند و بدی ها و عیب ها را بپوشاند و زشتی را آشکار نکند زیرا این خود باعث می شود که بدیها و زشتیهای      فاعل عمل کم شود .


§   تصور صحیحی از خود داشته باشد و خویش را چنان که هست بپذیرد و در غیر این صورت نمی توان شایستگی ها و لیاقت های     خود را تشخیص دهد و همواره مضطرب و منتظر و در حال احتیاط باقی می ماند و بجای ابتکار و خلاقیت پیوسته در صدد کشف      روش هایی است که عدم صلاحیت او را بپوشاند.


§     در کلاس به جهت رشد و شخصیت اجتماعی دانش آموزان به اصول ارتباط کلام توجه کافی بنماید .


§   نسبت به آنچه که می خواهد تعلیم دهد آگاه باشد و عنایت داشته باشد که نیمی از شرایط حسن اداره کلاس به این امر           اختصاص دارد .


§     دارای ثبات عاطفی باشد که بهترین عامل جلب اعتماد دانش آموزان نسبت به معلم می باشد .


§   در صورت بروز رفتار نامناسب از سوی دانش آموز رفتارهای گذشته او را بر علیه آنان بکار نگیرد و به عبارتی گذشته  نا مطلوب او      را همچون بر چسبی بر پیشانی فراگیر نزند.


§     در هنگام رسیدگی به رفتارهای نابجا و یا در هنگام تغییر رفتار دانش آموزان به زمینه اساسی و احتیاجات او توجه نماید.


§     خود را کامل نداند و دائماً در صدد ایراد گرفتن از دیگران نباشد که روش فوق زمینه را جهت بروز رفتارهای نامناسب فراهم می        سازد .


§   دانش آموز را به عنوان یک انسان قبول داشته باشد و او را درک کند از ارزشیابی شخصیتی او خصوصاً جنبه های منفی               شخصیت در حضور جمع اجتناب ورزد .


§     به عنوان یک الگوی رفتاری باید در افکار و اعمالش ثبات داشته باشد و تصمیم گیری او متأثر از حالات هیجانی او نباشد.


§   عنایت داشته باشد که دانش آموزان با اظهار نظر معلم و مربی در مورد خودشان خیلی اهمیت می دهند، لذا چنانچه آنان            احساس کنند که ارزشیابی معلم بدون غرض بوده و با رعایت کامل انصاف صورت گرفته است، برای آن ارزش قائل می شوند . و     در نواقص و نقاط ضعف خود تلاش می کنند. ولی اگر ارزشیابی منصفانه نباشد، موجب کینه و عناد و در نتیجه دوری گزیدن آنان      از مربی و یا معلم می شود که پی آمد های نامطلوب دیگری را  نیز در بر خواهد داشت .


§   بطور مستمر از کار خود ارزیابی به عمل آورد یعنی با توجه به هدف های آموزش و رفتاری که در شروع درس در نظر دارد.               بیندیشد که تا چه حد به هدف های خود نائل گردیده است و تا چه حد توانسته است  در دانش آموزان نفوذ کند و مورد تأیید         واقع شود .


§   خوش صحبت بوده و دارای قدرت بیان باشد. زیرا قدرت بیان و نفوذ کلام معلم در ایجاد رابطه با دانش آموزان و تفهیم مطالب          درسی به آنان بسیار مؤثر است.


§   از لحاظ وضع ظاهری مرتب و آراسته باشد. به عبارت دیگر پوشش و آرایش او در عین سادگی متناسب با محل و فضا ی               آموزشی باشد و همواره پاکیزگی و نظافت را رعایت نماید.


§   در عین معلم بودن، مربی نیز باشد یعنی علاوه برتعلیم دانش آموزان، به تزکیه و تهذیب اخلاق آنان اهتمام ورزد و بررسی نماید      که این درس آموزی ها تکالیف دادن ها تشویق ها و یا تنبیه ها چه اثری در کار شاگرد می گذارد.


§     از برنامه های تکراری وغیر ضروری پرهیز نماید ودارای ابتکار وخلاقیت باشد.


§     همچون یک باغبان تمام وجود واندیشه اش رادر خصوص شکوفایی دانش آموزان که گردانندگان جامعه فردا می باشند بکار گیرد.


§     شاگردان خود را بهترین دوستان وحتی فرزندان خود محسوب نماید وراه رسم کاروروش تصمیم گیری در یک امررابا آنان در میان      بگذارد.


§     با خلوص نیت وقصد خدمت کار کند و توقٌع تقدیر،جز از خدای سبحان نداشته باشد.


§     به تحولات جوامع آگاه باشد.


§     عملش، قولش راتکذیب نکند.


§     حتی الا مکان ازوضع خانوادگی ،طرزفکر، رفتار و استعداد دانش آموز آگاه باشد.


§   نجیب ،آزاده ، پاکدل، شکیبا،وظیفه شناس،شجاع،متین،مقاوم،موٌدب،شریف،معتدل وبلندنظر باشدوبرکنار از تلوٌن مزاج،حسد،        کینه،دون همتی، بخل،تنبلی،تملق گویی،بیهوده گویی وتند خویی باشد.


§     با شیوه های پرورش و روشهای آموزش آشنا باشد.


§     فن تدوین وتربیت اطفال را بداند.  


§     توانایی استقرار عدالت در مدرسه وکلاس را دارا باشد.


§     وظیفه شناس باشدودر ایجادنظم وامنیت محیط آموزشی خود کوشا باشد.


§     به شغلش مفتخر باشد وعملش رابا نیت قربت انجام دهدواز خدمت خودلذت ببرد.


§     از طبقه بندی دانش آموزان در صورتی که به لحاظ استعداد مختلف باشند، پرهیز نماید.


§     به پرسشهای دانش آموزان توجه داشته باشدوعادلانه پاسخ گویدبه حدی که هیچ کس از سوال کردن محروم نماند.


§     به توسعه فعالیت های گروهی  توجه داشته باشد.


§     به افراد ممتاز وسرآمد کلاس به عنوان سه گروه مسئولیت تقویت درسی دانش آموزانی که متوسط یا ضعیف هستند واگذار          کند.


§     عوامل مهمی که رشدعلمی دانش آموزان را به تعویق می افکند بشناسد وازآنهااجتناب کند.


§     کلامی که به کار می گیردخود درس علم وعبرتی برای متعلٌمان باشد.


§   محبت وعظمت در نگاه او باشد نه در آنچه بدان می نگرد! چرا که نهال دوستی ومحبت در دل انسان ریشه وسایه آن بر اشیا        می افتد.


§     برخی از لغزش های دانش آموزان را با نظر اغماض بنگرد واز آن در گذرد.


§     شمع معرفت وچراغ شهود در دلها برافروزد تا در پرتو آن گوهر دانش بیفشاند.


§     سخن به اندازه گویدوازگفتار بیهوده بپرهیزد.


§     گمان بد نبردوتحقیق نکرده قضاوت نکندوپس از آنکه حقٌی مسلم شد در تصمیم گیری قاطع باشد.


§     نه کسی را تحقیر کندونه به حقارت تن دهد.


§     دانش آموزان را بیهوده سرزنش نکندوآنان را آزار ندهد.


§     آنی از نعمت های خدا غافل نماندوپیوسته از اواستعانت جوید.


§     دانش آموزان در کنار اواحساس امنیت وآرامش کنند.


§     احساس مسئولیت را به دانش آموزان بیاموزد.


§     ایمان وتقوارااز راه تفکٌر در خلقت وشناخت انسان آموزش دهد.


§     کلاس او به گونه ای باشد که شوق فراگیری علم وحکمت در دانش آموزان ایجاد شود.


§     رفتاروگفتارش، دانش آموزان را به یادخداواولیا الله بیندازد.


§     از قبول مسئولیت نگریزد.


§     در پی جست وجوی تقصیر در متعلمان نباشد.


§     الگوی ایمان،معیار محبت وکانون مهرورزی باشد.


 


منبع:


   


      1- کاربرد روانشناسی در آموزشگاه              تالیف:دکتر مقدم


      2- زمینه تربیت                                        اثر: دکتر علی قاسمی


 

 نوشته شده توسط احمد اکرمی در سه‏شنبه 15/12/1385 و ساعت 12:48 صبح | نظرات دیگران()

                                                          amoozeshenovin.coo.ir


سند ملی سواد آمریکا در سال 1991 ، سواد را به این صورت تعریف می‌کند : " مهارت افراد در خوانش، نگارش و گویش به زبان انگلیسی و هم‌چنین توانمندی محاسبه و حل مساله‌ها در حد تبحر لازم برای پیش‌برد کارها و حضور در جامعه و در نهایت رسیدن به اهداف و نیز افزایش سطح معلومات. "
اما امروزه، مفهوم سواد و سواد دار بودن تنها در توانایی خوانش صفحه‌های کاغذ نیست، بلکه فراتر از آن،  خوانش صفحه‌های کامپیوتر و دیگر ابزارها را نیز در برمی‌گیرد. سواد عصر جدید شامل سواد رسانه‌ای ،سواد فناوری ، سواد اطلاعاتی و سوادهای مهم دیگری نیز می‌شود.
تاثیر اینترنت و دیگر اشکال " فناوری اطلاعات و ارتباطات "  از قبیل واژه‌پردازها، ویرایشگرهای شبکه، نرم‌افزارهای ارایة مقاله و سخنرانی - مانند پاورپوینت- و پست الکترونیک به‌گونه‌ای است که ماهیت سواد، دائماً نیاز به تعریف مجدد دارد.
در جهان امروز, دانش‌آموزی کاملاً با سواد محسوب می‌شود که سواد نوین عصر اطلاعات  را به خوبی بداند.  به همین خاطر آموزگاران باید با وارد کردن این فناوری‌ها در برنامه‌های آموزشی دانش آموزان، آنها را برای آینده و سوادی که باید در آینده داشته باشند، آماده نمایند.
انجمن مطالعات بین المللی‌ بر این باور است که در راستای حمایت از گسترش سوادهای جدیدی که در آینده مورد نیاز دانش‌آموزان خواهد بود، کارهای زیادی می‌توان انجام داد. از این رو, این انجمن در سال 2002  حقوقی را به شرح زیر برای دانش‌آموزان قائل شد:
• داشتن آموزگارانی که در استفاده از سوادهای جدید، دارای مهارت و کارایی لازم باشند.
• برنامه‌های آموزشی که برای ‌آنان تدوین می‌شود، متضمن سوادهای جدید باشد .
• دانش آموزان باید طوری آموزش ببینند که این سوادها در نهایت، آنها را ارتقا دهند.
• داشتن فرصت تمرین برآورد و ارزیابی که خوانش و نگارش الکترونیکی را نیز در برمی‌گیرد.
• فرصت یادگیریِ کاربرد بی‌خطر و مفیدِ فناوری اطلاعات و ارتباطات.
• امکان دسترسیِ برابر و بدون تبعیض همگان به فناوری اطلاعات و ارتباطات.


 


منبع :    مقاله " در عصر اطلاعات به چه کسی با سواد می‌گویند؟" نویسنده: مهندس سهیل ملکی فراهانی  -برگرفته از سایت اندیشکده صنعت و فناوری


 


 نوشته شده توسط احمد اکرمی در یکشنبه 15/5/1385 و ساعت 12:0 صبح | نظرات دیگران()

                                    


»» خصوصیات معلم پرورش دهنده خلاقیت



مربی یا معلمی  که می خواهد  یک کلاس  ویژ ه ی  پرورش  خلاقیت  را اداره کند  و یا  این که  علاقمند  است  در جریان  تدریس  روزمره ی خود  به طور جدی  پرورش  خلاقیت  دانش آموزان  را هم مدنظر داشته باشد، اگر چنان چه از خصوصیات  و نگرش  های  ویژ ه ای  که با ماهیت  و فرآیند  خلاقیت  مناسبت دارد ، برخوردار باشد ،مطمئنا  در کار  خود بسیار  موفق تر  عمل خواهد  کرد. البته  یک چنین  معلمی  حتما لازم نیست  که خودش  فردی  خلاق  باشد ،اما اگر  چنان چه  شخصا  از مهارت های  اساسی  خلاقیت   برخوردار  باشد  و بتواند  عملا  از آن ها  استفاده کند ،بدون شک  در پیش  برد  و هدایت  کلاس  و تاثیر گذاری  بیش تر و بهتر بر دانش  آموزان  خود موفقیت  بیش  تری  کسب  خواهد کرد.



برخی  ویژگی های  معلم  علاقمند  به خلاقیت  که داشتن  آن ها  به بازدهی  بیش  تر  کلاس  و تدریس  او می انجامد، موارد  زیر است :



1- فردی  انتقاد پذیر باشد .



2-تحمل  عقاید  نو دانش آموزان  را داشته  باشد.



3-از  صبر  و تحمل  بالایی  برخوردار  باشد .



4-به تفاوت های  فردی  و منحصر به فرد  بودن  تک تک  دانش آموزان  اعتقاد  داشته باشد.



5-از انگیزه ای  قوی  برخوردار  باشد.



6-پذیرای  ایده ها  و نظرات  غیر عادی  دانش  آموزان  خود باشد.



7-دوست دار  هنر  و زیبایی شناسی  باشد.



8-تا حد امکان  به دانش  آموزان  خود آزادی عمل  بدهد.



9-در چند  زمینه ی مختلف معلومات  و مهارت  داشته باشد .



10-برای  هر دانش  آموز احترامی  ویژه  قائل  باشد .



11- خیال  پردازی دانش  آموزان  را تشویق کند.



12-در مواقع لزوم  بتواند  کودکانه بیاندیشد  و کودکانه  عمل  کند.



13-به دانش آموزان  خود اجازه  دهد که گاهی  اشتباه کنند.

                                              لطفا روی عکس کلیک کنید تا تصویر دیگری را ملاحظه نمایید

                                          دسته بندی اشیا-اموزش از طریق بکار گیری محسوسات-آموزش نوین حضور شما را در اینجا گرامی می دارد.


منبع :کتاب "  کلاس  خلاقیت  "-منبع  -  سلیمانی ،افشین  « کلاس  خلاقیت » انتشارات  انجمن  اولیاء و مربیان .تاریخ انتشار :1381تابستان . چاپ  اول.  تیراژ :  5000  جلد



 













معلم  دوست دار  خلاقیت :

احساس می کنم  اگر به دانش آموزانم  اجازه ی  اشتباه کردن  را بدهم ،بزرگترین  چیزها را به آن ها آموخته ام


 نوشته شده توسط احمد اکرمی در دوشنبه 8/12/1384 و ساعت 9:0 عصر | نظرات دیگران()

آموزش معلمان


از جمله مدارک علمی مورد نیاز جهت تدریس در سطوح مختلف آموزش و پرورش می توان به موارد ذیل اشاره نمود:مقطع آموزش پیش دبستانی سطح اول : دارندگان دیپلم متوسطه علوم تجربی و ریاضی- فیزیک با 5 سال سابقه تدریس در سازمان نهضت سوادآموزی ، دانشجویان دوره های 2 ساله و 4ساله تربیت معلم و دارندگان مدرک علمی تربیت معلم سطح دوم : مدرک علمی کاردانی آموزش معلمان در یکی از رشته های درسی سطح سوم : دارندگان مدرک علمی کارشناسی در رشته های دبیری و یا رشته های 14 گانة تخصصی دروس آموزشی


دوره های آموزش ضمن خدمت


هدف اصلی برگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت افزایش سطح دانش معلمین، تأمین نیروی انسانی متخصص مورد نیاز مقاطع مختلف آموزشی و احراز صلاحیت آموزشی جهت تدریس در مقاطع مختلف آموزشی است. نحوة حضورمعلمین در دوره های آموزش ضمن خدمت درحالت کلی اختیاری و در مواردی نظیر آموزش پیش از استخدام ، آموزش درمراحل آغازین استخدام و تدریس درمقاطع ویژه آموزشی نظیر مقطع پیش دانشگاهی و افزایش پایة حقوق اجباری است. دوره های مذکوردرقالب دوره های آموزشی فشرده تابستانی و عادی طی سال تحصیلی به معلمین ارائه می گردد. گفتنی است با وجود اهمیت فوق العاده دوره های مذکور تنها10درصد از معلمین در آن حضور می یابند.ازجمله مهمترین دروس آموزشی دوره های آموزش ضمن خدمت می توان به دروس اختصاصی رشته های آموزشی و دروس عمومی اعم از عقاید و ارزشهای مذهبی، زبان و ادبیات فارسی، بهداشت، محیط زیست و زبانهای خارجه اشاره نمود


 نوشته شده توسط احمد اکرمی در شنبه 29/11/1384 و ساعت 12:0 صبح | نظرات دیگران()

                                


                                            



 هنگامی  که  نوزادی  متولد  می  شود  و  گریه های  او به  صدا در می  آید ،این  فریادها  تنها  یک  مفهوم  دارد،چرا؟


نوع  خلقت  آدمی  به  گونه یی  است  که  او  پرسشگر  به  دنیا می  آید .اوج پرسشگری  و  خلاقیت  در ابتدای  زندگی  انسان    شکل می گیرد .کودکان  با  رفتارهای  خود ، همیشه  آدمی  را  مبهوت  می  کنند؛  چشمانی  که دائم  در  حال  جست و جو  است و گویش  هایی  که  منتظر  کوچکترین  تحریک  برای   پیدا  کردن  منبع  صدا  و اندامی  که  با  خستگی ناپذیری  به  هر  گوشه  یی سرک  می کشد .یک  کودک  دو یک  یا  سه  ساله در طول  روز  از  یک  ورزشکار  حرفه  یی بیشتر حرکت  و  بیش  از  یک نوار  ضبط صوت  صحبت  می  کند . گاهی  آنقدر انرژی  دارد  که  براحتی  به  خواب نمی  رود.انسان  با  روحیه  خلاقی پا  به  دنیا  می  گذارد و  تنها  این  بزرگسالان   هستند  که  به  واسطه جهل ،این  روحیه  را  نابود  می کنند.


در  کشورهای  جهان  سوم ، انسان ها  بیشتر  دوست  دارند  که  از  کودکان ، انسانهایی مطیع و  حرف  گوش  کن  پدید آورند و  برای  رسیدن  به این  هدف ?نخستین  اقدام ، قربانی کردن  روح  خلاقیت  در وجود  کودکان  است  و  در همین مرحله  مهم زندگی  است  که انسان  شانس  تبدیل  شدن  به یک  انسان  خلاق  را برای  همیشه  از دست  می  دهد ، زیرا  انسان  تنها  از طریق  پرسشگری  است  که می  تواند  راه  خود  را برای  رسیدن  به  تکامل   بیابد .


کودکان  برای  نخستین  بار  اثبات  می کنند  که  انسان ها برای  زندگی کردن  و  شناخت  دنیای  اطراف  خود  چقدر  در جهل بسر می  برند  و  ترس  از  آشکار شدن  از این  حقیقت ،فریادهای  بلندی  را  سبب  می  شود  و  باعث  می  شود  سوالات  مکرر  و  فراوان  کودکان  که  با  چراهای  فراوان  آغاز  شود ، در  مدت  زمان  کوتاهی بدون  شنیدن  پاسخ  درست  در نطفه  خفه شود  و کودکان  آرام آرام  تبدیل  به موجودی  مطیع  و  بدون هدف می شوند  که  تنها  در  بزرگسالی در آرزوی آن  بسر  می  برند  که  کسی  دست  آنان  را بگیرد و  به  سر منزل مقصود  برساند.


  براستی  کودکان  ما  در  ابتدا  بزرگترین  شانس  را برای  داشتن  یک  زندگی  سعادتمند  دارا  هستند.آنها با  سوالات مکرر ،در تلاش  برای  آشکار کردن حقایق  زندگی  می  کوشند ،اما  حیف  که  بعد از  گذشت چند  سال ، شاهد  آن  می شویم  که دیگر از آن  کودک  جست و جو گر خبری  نیست !


اگر کسی  بخواهد  به  روح خلاقیت  دست  یابد ، تنها کافی  است  از نزدیک  نظاره گر  رفتار  یک  کودک  چند  ساله  باشد  و حتی  روزها  لحظاتی  هر چند کوتاه  با او  همبازی  شود ، در این  مرحله  انسان می  تواند  خلاقیت  را  با  تمام  وجود  احساس  کند.او  مشاهده خواهد  کرد  که  یک کودک  صد بار  هم  که به  زمین  می خورد ، برمی  خیزد و  در انجام  کارها  به  قدری  پشتکار  دارد  که  هر انسان  بزرگسالی  را  کلافه  می کند .آ در این  دنیا  آنها  بزرگترین  آموزگاران  آموزش  دهنده خلاقیت  هستند.


دکتر جرج میدل ، برنده  جایزه نوبل  بیان می کند : آموزشهای  فعلی  باعث  می  شود  فرصتهای  آموزشی  برای  کودکان  از دست  برود ، زیرا  قدرت آموختن  کودک مهم شمرده  نمی  شود  و  آموزش  درستی  به کودکانی  که  به آموزش  عشق  می  ورزند  داده نمی  شود.